عکس اسم ابوالفضل در این پست 34 عدد عکس اسم جدید با نام ابوالفضل آماده کرده ایم . امیدوارم از این سری عکس اسم خوشتان بیاید و داخل پروفایل تلگرام,و سایر شبکه های اجتماعی استفاده کنید.عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]معنی اسم ابوالفضل[/highlight]

    اسم: ابوالفضل
    نوع: پسرانه
    ریشه اسم: عربی
    معنی: (تلفظ: abolfazl) (عربی) پدر فضل، (در اعلام) نام یکی از پسران حضرت علی (ع) و برادر امام حسین (ع )، (عباس بن علی معروف به قمر بنی هاشم) – خداوند و صاحب هنر، کنیه دینار، لقب چهارمین فرزند علی (ع)

    [divider]

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

     

    انواع اسم ابوالفضل

    علقمه موج شد، عکسِ قمرش ریخت به هم
    دستش افتاد زمین، بال و پرش ریخت به هم

    تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک
    کیـسویِ دختـرکِ منتـظرش، ریخت به هم

    تیـر را با سـرِ زانـوش کشیـد از چشـمش
    حیف از آن چشم، که مژگانِ ترش ریخت به هم

    خواهرش خورد زمین، مادرِ اصغر غش کرد
    او که افتاد زمیـن، دور و برش ریخت به هم

    قبـل از آنیـکه بـرادر بـرسـد بـالیـنش
    پـدرش از نجف آمـد، پدرش ریخت به هم

    به سـرش بـود بیـاید به سـرش ام بنـین
    عوضش فاطمه آمـد به سرش ریخت به هم

    کِتـف ها را کـه تکان داد، حسیـن افتـاد و
    دست بگذاشت به رویِ کمـرش، ریخت به هم

    خواست تـا خیمه رساند، بغـلش کـرد، ولی
    مـادرش گفت به خیـمه نبرش، ریخت به هم

    نـه فقط ضـرب عمـود آمـد و ابـرو وا شد
    خورد بر فرقِ سرش، پشتِ سرش ریخت به هم

    تیـر بود و تبـر و دِشـنه، ولـی مـادر دید
    نیزه از سینه که ردّ شد، جگرش ریخت به هم

    بـه سـرِ نیـزه ز پهـلو سرش آویـزان بود
    آه بـا سنگ زدنـد و گـذرش ریخت به هم

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل انگلیسی[/highlight]

    در بین این شب ها شب تو فرق دارد
    چون بین ما اصلا تب تو فرق دارد

    از پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
    معلوم شد که منصب تو فرق دارد

    مثل علی مرد خدا مرد دعایی
    در سجده یارب یارب تو فرق دارد

    عباسیون را به بصیرت می شناسند
    آقا اصول مکتب تو فرق دارد

    تو پیر عشقی میر عشاق الحسینی
    با کل عالم مذهب تو فرق دارد

    با دست دادن عشق را اثبات کردی
    طرز بیان مطلب تو فرق دارد

    وقتی که زانو میزنی در پای محمل
    یعنی رکاب زینب تو فرق دارد

    در دست هایت آب بود اما نخوردی
    از تشنگی زخم لب تو فرق دارد

    وقتی به تو آقا به نفسی انت را گفت
    در آسمان جبرئیل فورا مرحبا گفت

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس نوشته اسم ابوالفضل به انگلیسی[/highlight]

    طاق ابرویت مرا سمت مصلی می کشد
    اشک، چشمان تو را مانند دریا می کشد

    از خجالت آب گشتی تا که دیدی دختری
    عکس مشکی را به روی خاک صحرا می کشد

    ماه جایش آسمان است علتش این است اگر
    آسمان دارد تو را بالا و بالا می کشد

    یک عمود آهنین آمد … سرت پاشیده شد
    ناله ات امّ البنین را دارد این جا می کشد

    راهزن هایی که دور پیکرت حلقه زدند
    کارشان در علقمه دارد به دعوا می کشد

    تا رسیدم پیش تو دیدم که یک دست کبود
    یک به یک از پیکر تو تیرها را می کشد

    سینه و پهلوی تو بوی مدینه می دهد
    می کشی درد عجیبی را که زهرا می کشد

    رفتی و چشمان هرزه روی زینب باز شد
    نا نجیبی بی حیایی را به معنا می کشد

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس ابوالفضل[/highlight]

    وقتی که بغض کوفه بنای جفا گذاشت
    آمد عمود و سر به سرت بی هوا گذاشت

    چون ابرویت شکافت دگر چاره ای نماند
    امّا دوباره تیر به چشمت چرا گذاشت

    بی دست آمدی به زمین صورتت شکست
    پس درد عشق بر لب تو اخا گذاشت

    چندین هزار تیر تنت را نشانه رفت
    تیری نبود که هدفش را خطا گذاشت

    شرم تو و ارادۀ حق پیش پای یار
    مشکت جدا دو دست تو را هم جدا گذاشت

    آن جلوۀ عبوسیِ رویت بهم که ریخت
    دشمن تو را بحال خود آیا رها گذاشت

    قبل از حسین پیکر تو شقّه شقّه شد
    اول عدو به جسم علمدار پا گذاشت

    دستی که بود بوسه گه پنج مصطفی
    یک نانجیب خنده کنان زیر پا گذاشت

    وقتی که خصم حکم تهاجم به خیمه داد
    این کار را به عهدۀ یک بی حیا گذاشت

    اهل خیام دست به معجر شده، حسین
    تا بر زمین ستون خیام ترا گذاشت

    [divider]

    ای بهترین ذخیرۀ اربابِ بی کفن
    ذُخرُ الحسین! نام تو را هم خدا گذاشت

    دریا اگر به مشک تو سقا وفا نکرد
    دریایی از وفای تو را عشق جا گذاشت

    یاد حسین، آب روی آب ریختی
    وقتی فرات تشنه لبان را رها گذاشت

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]دانلود عکس نوشته ابوالفضل[/highlight]

    جز تو به فکر خیمه گاهم هیچ کس نیست
    بعداز تو آب آور بخواهم هیچ کس نیست

    پای شریعه لشکرم را دادم از دست
    جز یک حرم زن، در سپاهم هیچ کس نیست

    غربت سراغم آمد عباسم که می رفت
    غیر از علی اصغر، گواهم هیچ کس نیست

    زیر بغل های مـرا باید بگیری
    من داغ دیدم عذرخواهم هیچ کس نیست

    تنها شدم اطرافم اما ازدحام است
    هم هست یعنی آشنا هم هیچ کس نیست

    بی دست می شد کــــاش دسـتم را بگیری
    حالا که بی تو تکــیه گاهم هیچ کس نیست

    فرقت شکسته با علی فرقی نداری
    پاشیده تر از جسم ماهم هیچ کس نیست

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    تیری که از تجلّی تو پر درآوَرد
    پس می‌رود ز پشت سرت سر درآوَرد

    با تکه تکه کردن جسم تو؛ کوفه خواست
    از پا مرا ز داغ برادر درآورد

    او قصد آب داشت؛ وگرنه برادرم
    با حمله‌ای دمار ز لشگر درآوَرد

    تیری که خورده‌است به چشم تو عاقبت
    سر از گلوی تشنه‌ی اصغر درآورد

    این هلهله ز کشتنت اصلاً عجیب نیست
    لشگر جلوتر آمده؛ معجر درآورد

    زینب دوید قبل هجوم حرامیان
    از پای بانوان؛ همه زیور درآورد

    پاشیده‌تر شوی چو بخواهد حسین؛ اگر
    حتی همین که تیر ز پیکر درآورد

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    ای لشکر حق را سر و سردار اباالفضل
    وی دست علی در صف پیکار اباالفضل

    هم خون حسین بن علی در تن پاکت
    هم روح تو در پیکر ایثار اباالفضل

    ریحانۀ دو فاطمه، ماه سه خورشید
    آرام دل حیدر کرار اباالفضل

    مانند تو در ارتش اسلام که دیده
    فرمانده و سقا و علمدار اباالفضل

    تو ماه بنی هاشمی و ما شب تاریک
    تو لالة عباسی و ما خار اباالفضل

    هم کاشف کرب پسر فاطمه هستی
    هم خیل بنی فاطمه را یار اباالفضل

    بر حاجت خود کرده صد و سی و سه نوبت
    هر خسته دلی نام تو تکرار اباالفضل

    در مصر ولایت شده بر یوسف زهرا
    تو مشتری و علقمه بازار اباالفضل

    عشق و ادب و غیرت و ایثار و شهادت
    کردند به آقایی ات اقرار اباالفضل

    تو رسته ای از خویش و گرفتار حسینی
    خلقند به عشق تو گرفتار اباالفضل

    ما بهر تو گریان و زند زخم تو خنده
    پیوسته به شمشیر شرربار اباالفضل

    برخیز سکینه به حرم منتظر توست
    جامش به کف و اشک به رخسار اباالفضل

    از سوز عطش آب شده طفل سه ساله
    مگذار بگرید به حرم زار اباالفضل

    تا آن که ببینند به تن دست نداری
    یک لحظه سر از علقمه بردار اباالفضل

    مگذار رود زینب کبری به اسیری
    ای دست علی، دست برون آر اباالفضل

    تو چشم حسینی که زده تیر به چشمت
    ای دور حرم چشم تو بیدار اباالفضل

    کی گفته تن پاک تو در علقمه تنهاست
    گردیده تو را فاطمه زوار اباالفضل

    خون دل ما را که شده اشک عزایت
    زهرا و حسین اند خریدار اباالفضل

    مگذار شود خشک دمی دیدة “میثم”
    چشمی که بگریم به تو بسیار اباالفضل

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    یا سر قامت رعنای تو دعوا شده است

    تو مگر وعده ندادی به حرم آب بری
    پس چرا جایگهت سینه صحرا شده است

    تیرهایی که همه از پس نخلستان ریخت
    با چه نظمی به میان بدنت جا شده است

    جگرم پاره نکن پای نکش روی زمین
    به خدا پشت و پناهم کمرم تا شده است

    چون که در بین حرم خوش قد و بالا بودی
    باورم نیست که اینگونه سرت وا شده است

    چقدر فاصله افتاد به ابروهایت
    از چه رو خورده به هم حالت گیسوهایت

    خواستم بعد ظفرهای تو تکبیر کشم
    مرهمی بر جگر مادر بی شیر کشم

    حال باید بنشینم به کنار بدنت
    با دلی سوخته از چشم ترت تیر کشم

    مانده ام فرق تو با تکه عبایی بندم
    یا که از پیکر تو نیزه و شمشیر کشم

    باید اینبار به زینب عوض پاسخ خود
    جسم صد چاک در آیینه به تصویر کشم

    کودکان تا خبر از حال عمو پرسیدند
    عکس شیر حرمم بسته به زنجیر کشم

    تیر ها یک به یک از پای درت آوردند
    ای برادر چه بلایی به سرت آوردند

    باز برخیز که در معرکه گرداب کنی
    لب خشکیده بر علقمه سیراب کنی

    تو قرار است که با آب حرم برگردی؟
    یا دل از زینب ماتم زده بی تاب کنی

    عکس اسم ابوالفضل

    یا بچسبان به رکاب علمت را بردار
    تا که مشک حرم و قلب مرا آب کنی

    چشم بر راه تو بر خیمه رباب است هنوز
    تا به آغوش خودت اصغر او خواب کنی

    شک ندارم که قرار است تو در خلستان
    داغ خود را وسط سینه من قاب کنی

    درصدد بود که دشمن بزند هست تو را
    قرعه افتاد که اول بزند دست تو را

    التماست بکنم تا نروی از بر من
    ای امید حرم و قوت بال و پر من

    تا که با قامت خم سوی تو را افتادم
    هو کشیدند مرا ساقی آب آور من

    باید اینبار تو را جمع کنم بین عبا
    ارباً اربا شده ای مثل علی اکبر من

    بوی یاس بدن و خنده بر لب از چیست؟
    مادرت آمده دیدار تو یا مادر من؟

    ای برادر غضب گوشه چشمت کافی است
    تا که دشمن نرود دور و بر خواهر من

    باید اول بدنت دور ز مرکب بکنم
    فرصتی نیست تنت را که مرتب بکنم

    شمر اینجاست که با خنده تماشات کند
    قد رعنای تو در علقمه خیرات کند

    سر ماهت ترکی دارد و ماندم که چه سان
    زینبم با تو سر نیزه ملاقات کند

    غیرت الله رجز سر بده شاید دشمن
    نتواند به حرم چشم خودش مات کند

    این جماعت به سرش نیت بد دارد تا
    خواهرم راهی دروازه ساعات کند

    شمر در دور و برت پرسه زنان میخندد
    مادرم آمده ای کاش مراعات کند

    زخم های بدنت با چه مداوا بکنم
    کاش میشد کفنی بر تو مها بکنم

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس ابوالفضل[/highlight]

    خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت
    نزدیک ماه بود که درد کمر گرفت

    داغ برادری اثرش تار دیدن است
    انقدر پا کشید ز جسمت خبر گرفت

    زخم عمود را که به فرق سر تو دید
    دست کمر گرفته ی خود را به سر گرفت

    ای کاش از تن تو عدو دست می کشید
    حتی برای غارت تو جنگ در گرفت

    بهتر از این نمی شود این پاره پاره تن
    وقتی که دور جسم تو را صدنفر گرفت

    برخیز و گو چرا بدنت پر ز آهن است
    برخیز و گو چرا بدنت شکل پر گرفت

    گفتم حرم لباس اسارت به تن کند
    در غیبت تو دور حرم را خطر گرفت

    حالا حسین مانده و قد خمیده اش
    خورشید پیر روضه هجر قمر گرفت

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    درحنجره ی زخم زمین علقمه می سوخت
    یک کرببلا خاک چه بی واهمه می سوخت

    می ریخت نمک، زخم به داغ دل مردی
    از مرثیه ی سرخ گلو زمزمه می سوخت

    یک سو تن ساقی به روی دشت پر از تیر
    مشک وعلم و آب به یک سو -همه می سوخت

    دیوان بلا مهلکه را تبرئه می کرد
    پرونده احساس در این محکمه می سوخت

    وقتی که علمدار چو شمعی شده بود آب
    انگار که یک باردگر فاطمه می سوخت

    زنجیر نگاهی گره می خورد به خیمه
    هر ضربه که می خورد به فرقی، قمه می سوخت

    درخیمه غم دلهره می کشت زنی را
    آنگاه که کردند پراز خون بدنی را

    برچشم گلی، هاله ای از خار نشسته
    یا خار تنی بین نمکزار نشسته

    نه، اشک شفق نیست از این منظره شاید
    خون دل زهراست که بربار نشسته

    قدری کمکم کن که شوم راست ببینم
    سقای حرم نیست، نه …انگار نشسته

    رخساره ی ماهم چقدر خاک گرفته
    تصویر به چشمم چقَدَر تار نشسته

    ای کاش که می شد سر آن تیر درآید
    تیری که به چشمان علمدار نشسته

    سردار سلحشور سپاه حرم من
    پای سر تو چند خریدار نشسته

    حالا که شکستی زفراقت کمرم را
    بی تو چه بگویم تو بگو اهل حرم را

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم تولدت مبارک ابوالفضل[/highlight]

    در خیمه گه نیافت چو در مشک آب، آب
    آنگه سکینه کرد به سقا خطاب، آب

    سیراب تر ز لعل بدخشان چو داشت، لب
    موج شرر فکند بر آن لعل ناب، آب

    عالم بسیل اشک نشست آن زمان، که گفت
    سرچشمه ی حیات دو عالم به باب، آب

    اذن نبرد، سرور لب تشنگان نداد
    فرمود، با محیط ادب، آنجناب، آب

    عباس را به سینۀ بی کینه، زد شرار
    شد تا به نهر علقمه در پیچ و تاب، آب

    صف های سرکشان ز کف داده دین شکست
    آنسان که گشت خیره ازین فتح باب، آب

    در آب گشت تا رخ آن ماه، منعکس
    الماس نور یافته از آفتاب، آب

    تا پیش لب ببرد کف آب را بریخت
    از شرم شد به حضرت عباس، آب، آب

    هر چند تشنه بود ولی تر نکرد، لب
    دامن گرفت از پسر بوتراب، آب

    لب تشنه شد برون ز فرات آن بزرگ مرد
    با آنکه داشت خنگ ورا تا رکاب، آب

    بی دستی و، حفاظت مشک و، عناد خصم
    گردد سیاه خانه صبرت، بر آب، آب

    تا ماه را، عمود، هلالی نمود، ریخت
    بر دامن سپهر، ز چشم سحاب، آب

    تیری گذشت از سر شستی به سوی مشک
    عباس را نمود از این غم کباب آب

    اسرار قبر کوچک و، آن قامت رشید
    افشا کند به عرصه یوم الحساب، آب

    گوید سخن ز سوز جگرگوشه حسین
    “حلاج”بگذرد چو زهر نهر آب، آب

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    دل داده ام به نغمه ی ادرک اخای تو
    با من چه کرد شور برادر بیای تو

    ای مسجد وفا بدنت، روی خاک ها
    گلدسته است یا که دو تا دست های تو

    دست تو روی دست من و جبرییل هم
    آورده است بال پریدن برای تو

    با تو چه کرد دیدن قد دوتای من
    با من چه کرد دیدن فرق دوتای تو

    هارون من چگونه شکافد در این دیار
    دریای غصه های دلم بی عصای تو

    دیگر بس است گفتن روحی لک الفدا
    دیدی که مستجاب شد آخر دعای تو

    در پیش خیمه گفته ام” إرکب بنفسی انت”
    یعنی که بی مبالغه جانم فدای تو

    یک چشمه آب اگر که میان خیام بود
    صد چشمه خون نبود کنون زیر پای تو

    از خنده ها بلند شده های های من
    از گریه ام بلند شده های های تو

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    ای دست تو تلاطم امواج آب ها
    ای سایه ات نبود همه اضراب ها

    “فهمیده اند جاذبه ی توست علّت”
    نشکستن غرور زمین از شهاب ها

    پرواز می کنی و همه غبطه می خورند
    پشت سرت تمامی حدّ نصاب ها

    در هرچه گفته اند نظر می کنم تویی
    خارج از این شعور حساب و کتاب ها

    مشک پر آب بر سر دستت گرفته ای
    در انتظار آمدن تو رباب ها

    امّا چه زود صحنه به هم خورد و می شوند
    شرمنده ی زلال نگاه تو … آب ها

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    [highlight]عکس اسم ابوالفضل[/highlight]

    وقتی برای نام تو تصویر می کشم
    باور نمی کنم که فقط شیر می کشم

    تو شیر بیشه ای و برای جواب خلق
    عباس را به صفحه ی تفسیر می کشم

    دائم نگاه مهر تو با دوستان بوَد
    چون دشمن است دست تو شمشیر می کشم

    تنها به لطف چشم تو باید اگر شبی
    یک یا حسین از ته دل سیر می کشم

    از خاطرات کودکی ام عکس یک علم
    با حلقه های کوچک زنجیر می کشم

    سر تا سر وجود من اشک است، آفتاب
    پای تو هرچه مانده به تبخیر می کشم

    وقتی زبان اشک تو را درک می کنم
    مشک و لبان تشنه و یک تیر می کشم

    آن صحنه ای که از روی زین واژگون شدی
    مثل غروب واقعه دلگیر می کشم

    عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی عکس اسم ابوالفضل   عکس اسم ابوالفضل انگلیسی

    ارسال دیدگاه

    © تمامی حقوق مطالب برای وبسایت عکس نوشته محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
    طراحی و کدنویسی : رضا دلیر