عکس اسم پدرام با سلام خدمت کاربران عزیر در این سایت برای شما عزیزان سری جدید عکس نوشته پدرام را آماده کرده ایم امیدوارم از عکس اسم پدارم خوشتان بیاید و داخل شبکه های اجتماعی از عکس اسم استفاده کنید.

    عکس اسم پدرام

    [highlight]معنی اسم پدرام[/highlight]

    اسم: پدرام
    نوع: پسرانه
    ریشه اسم: فارسی
    معنی: (تلفظ: pedrām) آراسته، نیکو، خوشدل، شاد، سرسبز وخرم، مبارک، فرخ، خجسته، شادی، خوشحالی – سرسبز، خرم، شاد و خوش

    [divider]

    عکس اسم پدرام

    هر که در عاشقی قدم نزده است
    بر دل از خون دیده نم نزده است

    او چه داند که چیست حالت عشق
    که بر او عشق، تیر غم نزده است

    عکس اسم پدرام

    دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
    دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

    ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
    نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

    مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
    که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

    بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
    نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

    عکس اسم پدرام

    دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
    بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

    تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
    چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

    عکس اسم پدرام

    [highlight]عکس اسم پدرام[/highlight]

    تا در ره عشق آشنای تو شدم
    با صد غم و درد مبتلای تو شدم

    لیلی‌وش من به حال زارم بنگر
    مجنون زمانه از برای تو شدم

    عکس اسم پدرام

    بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
    بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

    این غم، که مراست کوه قافست، نه غم
    این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

    عکس اسم پدرام

    جهان بی عشق سامانی ندارد
    فلک بی میل دورانی ندارد

    نه مردم شد کسی کز عشق پاکست
    که مردم عشق و باقی آب و خاکست

    چراغ جمله عالم عقل و دینست
    تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

    عکس اسم پدرام

    هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد
    بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

    تو خفته به استراحت و بی تو مرا
    تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

    عکس اسم پدرام

    ای ابر چراست روز و شب چشم تو تر
    وی فاخته زار چند نالی به سحر

    ای لاله چرا جامه دریدی در بر
    از یار جدایید چو مسعود مگر

    عکس اسم پدرام

    عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفت
    بختیار اوست برما که تو را یار گرفت

    من اسیر خود واز عشق جهانی بی‌خود
    من درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

    عکس اسم پدرام

    [highlight]عکس اسم پدرام[/highlight]

    من
    دل رفتن نداشتم
    درخت خانه‌ات ماندم

    تو
    رفتن را
    دل دل نکن

    ریزش برگ‌هایم
    آزارت می‌دهد

    عکس اسم پدرام

    اشک رازی‌ست
    لبخند رازی‌ست
    عشق رازی‌ست
    اشکِ آن شب لبخندِ عشقم بود

    عکس اسم پدرام

    این چه عشقی است که در دل دارم
    من از این عشق چه حاصل دارم

    می‌گریزی ز من و در طلبت
    باز هم کوشش باطل دارم

    عکس اسم پدرام

    هر قفلی که می‌خواهد
    به درگاه خانه‌ات باشد

    عشق پیچکی است
    که دیوار نمی‌شناسد

    عکس اسم پدرام

    چه فرقی می‌کند
    من عاشق تو باشم
    یا تو عاشق من؟!

    چه فرقی می‌کند
    رنگین کمان
    از کدام سمت آسمان آغاز می‌شود؟!

    عکس اسم پدرام

    نه چتر با خود داشت نه روزنامه نه چمدان
    عاشق‌اش شدم…
    از کجا باید می‌دانستم
    مسافر است؟!

    عکس اسم پدرام

    برایم شعر بفرست
    حتی شعرهایی که عاشقان دیگرت
    برای تو می‌گویند

    می‌خواهم بدانم
    دیگران که دچار تو می‌شوند
    تا کجای شعر پیش می‌روند

    تا کجای عشق
    تا کجای جاده‌ای که من
    در انتهای آن ایستاده‌ام

    عکس اسم پدرام

    [highlight]عکس اسم پدرام[/highlight]

    ملوانی شوریده
    خلبانی سر به هوا
    شاعری عاشق
    قصابی دل رحم
    کارگری ساده…
    آدم‌های زیادی در من هستند
    که عاشق هیچ کدامشان نیستی

    عکس اسم پدرام

    همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردند
    من کوچه‌ خلوتی را می‌خواهم
    بی‌ انتها برای رفتن
    بی‌ واژه برای سرودن
    و آسمانی برای پرواز کردن
    عاشقانه اوج گرفتن
    رها شدن

    عکس اسم پدرام

    کاری کن
    ساحل
    رویای رسیدن به تو نباشد
    در دریا
    چاره جز
    عاشق بودن
    نیست

    عکس اسم پدرام

    این عشق ماندنی این شعر بودنی
    این لحظه‌های با تو نشستن سرودنی‌ست

    من پاکباز عاشقم از عاشقان تو
    با مرگ آزمای با مرگ
    اگر که شیوه تو آزمودنی‌ست

    عکس اسم پدرام

    چندان به تماشایش برنشستیم
    که بامدادی دیگر برآمد
    و بهاری دیگر

    از چشم اندازهای بی برگشت در رسید
    از عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینه
    نبردی پرداختیم که حنظل انتظار
    بر ما گوارا آمد

    ای آفتاب که برنیامدنت
    شب را جاودانه می‌سازد
    بر من بتاب
    پیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم

    عکس اسم پدرام

    به خاطر مردم است که می‌گویم
    گوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

    دنیا
    دارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شود
    و مردم نمی‌دانند
    چگونه می‌شود بی هیچ واژه ای
    کسی را که این همه دور است
    این همه دوست داشت

    عکس اسم پدرام

    [highlight]عکس اسم پدرام[/highlight]

    در این هستی غم انگیز
    وقتی حتی روشن كردن یک چراغ ساده «دوستت دارم»
    كام زندگی را تلخ می‌كند

    وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌ات
    زندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزاند
    دیگر نازنین من
    چه جای اندوه؟
    چه جای اگر؟
    چه جای كاش؟
    و من…

    این حرف آخر نیست!
    به ارتفاع ابدیت دوستت دارم
    حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه
    از لذت گفتنش امتناع كنم

    عکس اسم پدرام

    نیست پروا تلخکامان را ز تلخی‌های عشق
    آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است

    صائب شکایت از ستم یار چون کند؟
    هر جا که عشق هست، جفا و وفا یکی است

    عشق از سر رفت بیرون و غرور او نرفت
    ناز مهمان را ز صاحب خانه می‌باید کشید

    ارسال دیدگاه

    © تمامی حقوق مطالب برای وبسایت عکس نوشته محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
    طراحی و کدنویسی : رضا دلیر