از همراهان خوب و همیشگی سایت عکس نوشته دعوت میکنیم تا در این بخش شاهد آلبوم جدیدی با موضوع : عکس اسم توحيد باشند ، یک مجموعه جذاب ، خاص و دیدنی از تصاویر عکس اسم توحيد برای پروفایل ، طرح هایی همچون عاشقانه ، قلبی ، فانتزی و سه بعدی ، گرافیکی و نقاشی شده ، خطاطی شده و مدل هایی حرفه ای مناسب برای عکس پروفایل و لوگو برای تزیین اسم توحيد در این بخش به کار برده شده است.

    معنی اسم توحید

    توحید اسم پسرانه است، معنی توحید: (عربی) 1- (در ادیان) یگانه دانستن خدا؛ اقرار به یگانگی خداوند، یکتا پرستی؛ 2- اخلاص؛ 3- (در تصوف) مرحله‌ای از سلوک در آن، سالک ذهن خود را از هر چه غیر حق است، خالی میکند و جز به خداوند به چیزی توجه ندارد؛ 4- (اَعلام) نام شهری در شهرستان شیروان و چرداول در استان ایلام.

    [divider]

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس اسم توحيد[/highlight]

    تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منی
    شروع وسوسه انگیز شعر ناب منی

    من آن سکوت شکسته در آسمان توام
    و تو درآمد دنیا و آفتاب منی

    چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن ها
    تویی که نقطه ی پایان اضطراب منی

    برای زندگی ی بی جواب و تکراری
    به موقع آمدی و بهترین جواب منی

    روان در اوج خیالم چو رود می مانی
    همیشه جاری و مانا در عمق خواب منی

    نفس پس از گذرت از حساب می افتد
    و تو دلیل نفس های بی حساب منی

    رها مکن غزلم را همیشه با من باش
    که ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس نوشته توحید[/highlight]

    باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است

    آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

    هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد

    های های دل ديوانه ی من پنهانی است

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس اسم توحيد[/highlight]

    محترم دار دلم کاین مگس قند پرست
    تا هوا خواه تو شد فر همایی دارد

    از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
    پادشاهی که به همسایه گدایی دارد

    اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
    درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

    ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق
    هر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

    نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست
    شادی روی کسی خور که صفایی دارد

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس اسم توحيد[/highlight]

    دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
    دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

    ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
    نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

    مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
    که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

    بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
    نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس اسم توحيد[/highlight]

    دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
    بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

    تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
    چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

    عکس اسم توحيد

    تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست
    ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم

    و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم

    ای مهربان – پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

    و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید
    تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

    منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم
    در چشمانت خیره شوم

    دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم
    منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

    سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..
    از داشتن تو…اشک شوق ریزم

    منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرم
    بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

    وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم
    اری من تورا دوست دارم
    وعاشقانه تو را می ستایم

    عکس اسم توحيد

    [highlight]عکس اسم توحید[/highlight]

    به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…

    دلبری برای یکدیگر را…

    بگذارند به وقت تنهاییشان!

    خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو…

    سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست…

    شاید یک نفر چشمانش را بست…

    شاید یک نفر خاطرش پر کشید…

    شاید یک نفر دلش رفت…

    شاید یک نفر دلش تنگ شد

    عکس اسم توحيد

    فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

    فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
    گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

    دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
    خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

    جای آن است که خون موج زند در دل لعل
    زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

    بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود
    این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

    ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذری
    بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

    آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
    هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

    صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
    جانب عشق عزیز است فرومگذارش

    صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
    به دو جام دگر آشفته شود دستارش

    دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود
    نازپرورد وصال است مجو آزارش

    عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد عکس اسم توحيد

    ارسال دیدگاه

    © تمامی حقوق مطالب برای وبسایت عکس نوشته محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
    طراحی و کدنویسی : رضا دلیر